الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
144
الغدير ( فارسي )
نگاهى ارجدار به تاريخ طبرى راستى كه طبرى روى تاريخ خود را سياه كرده است و با چه ؟ با نامههاى سرى همان دروغگوى خبر ساز كه به وساطت شعيب مجهول الهويه و ناشناس از زبان سيف يا همان گزارشگرى روايت مىكند كه هم خبرساز است و هم او را رها كردهاند و از چشم همهء محدثان افتاده و متهم به بىدينى هم هست ! آرى با همين زنجيرهء تباه و سياه 701 گزارش در كتاب خود نقل مىكند كه همگى ساخته شده تا حقايق ثابته اى را كه در رويدادهاى سالهاى يازدهم الى سى و هفتم هجرى بوده - و تنها به روزگار سه خليفه مربوط مىشده - ديگر گون نمايد و همهء مجلدات كتاب را كه بنگريم با پشتگرمى به اين سند ناهموار هيچ حديثى در زمينه ى ديگر نتوان يافت ( به جز يك خبر از رويدادهاى سال دهم ) بلكه بازگوگرى اين دسته گزارشهاى ساختگى از شرح پيش آمدهاى همان سالى آغاز مىشود كه پيامبر اكرم درگذشت و پس از آن ديگر نقل گزارشهاى كذائى - در بخشى از مجلد سوم و سراسر مجلدات چهارم و پنجم - همچنان ادامه دارد تا با پايان جلد پنجم ، اين گزارشها نيز پايان مىيابد . به اين ترتيب كه : در جلد سوم از ص 210 به بعد كه رويدادهاى سال 11 را آغاز مىكند 57 حديث از طريق مزبور مىآورد . و در جلد چهارم كه حوادث سال دوازدهم را مىنگارد 427 حديث و در جلد پنجم كه حوادث سال 23 تا 37 را مىنگارد 207 حديث كه بر رويهم 701 حديث از اين طريق آورده است از جمله امور شايان توجه اين كه طبرى از ص 210 ج 3 تا ص 241 روايات سرى را با اين مقدمه نقل مىكند : « سرى مرا گزارش داد » و اين نشان مىدهد كه اخبار مزبور را از دهان وى شنيده و از ص 241 تا پايان كتاب همه جا اخبارى را كه از زبان وى مىآورد به اين گونه شروع مىكند : « سرى به من نوشته » « مگر تنها يك گزارش را كه در ص 82 از جلد چهارم آورده و در آغاز آن مىنويسد : ( سرى ما را حديث كرد ) و پس از اينها كاش مىدانستم كه آيا سرى و سيف بن عمر آگاهىهاى